مديريت ورزشي ، نظير ساير سازمانهاي توليدي و خدماتي وظيفة برنامهريزي ، سازماندهي ، تخصيص منابع ، رهبري و هدايت و كنترل را در عرصة ورزش بعهده دارد. در عرصه ورزش و تندرستي ، به يقين نيروي انساني ، ورزشكارانبرجسته ، مربيان و كادر فني و پشتيباني اين حرفه ، دارايي محسوب شده و به عنوان «مزيت رقابتي »منظور ميشوند در اين عرصه ، براي يافتن «استراتژيهاي مناسب منابع انساني »نخست بايد در شيوهاي تطبيقي با ساير و توجه مورد كشور ورزشي نهاد كلي استراتژي، سازمانها گيرد. قرارعنايتهمانگونه كه از «نگاه پورتر »سازمانها ميتوانند «استراتژي تمايز و يا «حداقل هزينه «را برگزينند، سازمان و تشكيلات مسؤول امور ورزش كشور ميتواند در چارچوب رسالت و مأموريت سازمان ، براي دستيابي به اهداف تعيين شده ، استراتژي كلي سازمان خود و فدراسيونها و شاخه هاي مختلف را تعيين و اجراء نمايد . در اين مسير شايد محوريترين سؤالي كه در قدم اول به چشم ميخورد اين است كه «مديريت ورزش كشور »در عرصة رقابت و حركت ورزشي كشور بدنبال «استراتژي ورزش همگاني »است، يا استراتژي مطلوب اين سازمان و بخشهاي تابعه و نهاد، اينپيراموني « قهرماني ورزشاستراتژي »است؟اگر بخواهيم از استراتژيهاي مشهور سازمانها در اين عرصه بهره ببريم ، تقسيمبندي پورتر ميتواند تا اندازه زيادي در اين مسير راهگشا باشد. با اين فرض ، به نظر مي رسد كه تناسب معناداري ميان «استراتژي تمايز »با «استراتژي ورزش قهرماني »و نيز «استراتژي كاهش هزينه »واستراتژي ورزش همگاني »وجود دارد. دراين فرآيند، اگر نحوة نظارت و كنترل و هدايت سازمان تربيتبدني ، كنترل رفتار و چگونگي تعامل كاركنان بوده و نيروي كار خود را از داخل سازمان تهيه نمايد (ساخت و آموزش نيروي انساني)، استراتژي منابع انساني سازمان «استراتژي پدرانه »خواهد بود. در استراتژي انساني پدرانه به بازار و توان داخلي نيروي سازمان تربيت بدني مراجعه ميشود و توجه روي دستمزدها خواهد بود و به توان بالقوه افراد، و نه شايستگي فعلي آنان ، توجه ميشود و در شاخصهاي كاري و مأموريتي به شغل عنايت ميشود. اگربراي تربيت بدني ، نتيجة كار ، پيروز شدن در ميدانهاي رقابت، پيروزي و سبقت جويي و قهرماني مورد توجه باشد ، در اصل سيستم كنترل سازمان و نظارت و هدايت روي نتايج و دستاوردها متمركز خواهد بود و اگر تكية نيروي انساني بر توان داخل سازمان استوار باشد استراتژي نيروي انساني سازمان ، «استراتژي متعهدانه »خواهد بود. در اين استراتژي ، با توجه به اينكه سيستم نيروي انساني متكي بر بازار كار داخلي است و افراد حقوق بگير هستند ، توجه مديريت سازمان و بخشهاي گزينشي ان به آينده است و تلاش ميشود كه افراد در سازمان ماندگار شوند. اگر سازمان تربيت بدني و مديريت ورزش كشور ، در بخش نيروي انساني بر بازار كار خارجي ( خارج از سازمان ) تمركز نمايد ، شكل كنترل ، ارزيابي و نظارت و هدايت اين سازمان، استراتژي منابع انساني را به سمت «استراتژي پيمانكارانه »يا «استراتژي ثانويه »سوق خواهد داد. در استراتژي پيمانكارانه كه نيرو از خارج سازمان و كنترل هم بر بازده و خروجي و نتايج و نشانها تمركز دارد، استراتژي پيمانكارانه شكل خواهد گرفت . در اين استراتژي ، فرآيند كار و رفتار كاركنان داراي برنامة قبلي است ، بنابراين به توانايي بالقوه و آيندة افراد توجه نميشود و شايستگي بالفعل و كنوني و عملي افراد و اعضاي جامعة ورزشي مورد توجه است و تلاشي براي آموزش و بهبود و توسعه نيروي انساني به عمل نخواهد آمد. در حالي كه در استراتژي ثانويه( تأمين نيرو از خارج سازمان و كنترل برفرآيند كار و رفتار كاركنان )، شغلها داراي برنامة قبلي هستند و به رفتار ، آداب ، نحوه تعامل و چگونگي برخورد كاركنان و انجام كار توجه جدي ميشود. در جامعه ورزشي كه روحية جوانمردي ، قهرماني، گذشت ، ايثار و از خود گذشتگي رواج دارد ، انتخاب استراتژي مناسب براي جامعة ورزشي و در پرتو اين استراتژي، است. برخوردار بالايي اهميت از، انساني منابع مناسب راهبردانتخاببر اين اساس ، چگونگي پرداخت پاداش و نحوة تقدير و سپاس از عملكرد اعضاي جامعة ورزش در استراتژيهاي استراتژي از يك هر بخشي اثر ميزانگوناگون، مي تعيين راهانمايد.در هر صورت در جامعه ورزشي ايران، علاوه بر موضوع ارزيابي، پاداش و پرداخت، چگونگي روابط انساني و مسايل فرهنگي، اخلاقي و ارزشي هم مورد توجه و تأثير گذار است. بدين معنا كه افراد علاوه بر تشويقهاي مادي و پولي انتظار دارند كه ارزشهاي مشترك و تعهد متقابل جامعه ورزشي در شكلي متوازن، حمايت گر و پشتيبان آنان باشد و بشدت از حالت داد و ستدي و ابزاري گريزان هستند. آنان، بويژه كساني كه قهرمانان ميدانهاي نشانآور بودهاند،علاقهمند هستند كه «شخصيت و جايگاه »آنان در جامعه ورزشي و در سطح ملي مورد عنايت باشد و در «تصميمسازي »هاي مربوط به ورزش و استراتژيهاي مورد عنايت به شكلي حضور ، بروز و تأثير داشته باشند