برخي از احساسات خود مي گریزند اگر کسي همواره بکوشد از احساس رانده شدگي بگریزد هرگز به موفقیت نخواهد رسید زیرا لازمه ی هر کاری در زندگي این است که با افراد مختلف سر و کله بزنیم و با برداشتن گام هایي رو به پیش تلاش کنیم و تغییر و تحول ایجاد کنیم. شاید در این راه با افرادی رو به رو شویم که با نظر ما موافق نباشند.ما هرگز نمي توانیم از احساسات منفي برگریزیم زیرا این احساسات جزئي جدایي ناپذیر از زندگي هستند و باعث رشد و بالندگي ما مي شوند. برخي دیگر از مردم به جای گریز از احساسات وارد فاز تحمل یا بدتر از آن تحمل و حاشا کردن مي شوند که این گروه بین خود و احساساتشان دیواری مي کشند در زبان مي گویند اوضاع چندان بد نیست اما در درونشان آتشي برپاست. هرچه قدر گوشمان را به روی پیام احساساتمان محکم تر ببندیم شدت آنها افزون تر مي شود و بدین گونه ناگهان احساس ما بدتر و بدتر مي شود. سومین شکل برخورد با احساسات این است که آنرا به مسابقه مي گذارند ” تو احساس بدی داری پس بگذار بگویم چقدر احساس من بدتر است ” این گروه در رقابتي بي پایان تلاش مي کنند به دیگران نشان دهند که چگونه مي توانند احساساتشان را تا حد ممکن بد جلوه دهند که شما باید مراقب این گام باشید و سرانجام به بهترین شیوه برخورد با احساسات مي رسیم که بهترین شیوه ی برخورد مي باشد که آن همان استفاده بهینه از آنهاست. هیچ احساسي منفي نیست هر احساسي که در هر لحظه از زندگي از سر مي گذرانیم برآیند معنایي است که به رویداد ها زندگي مي بخشد. هر احساسي که از سر مي گذرانیم نه بر پایه تجربه ها بلکه بر پایه تعبیر و تفسیر از آن تجربه مي باشد بنابراین ما باید کاملاً مراقب معناهایي که به رویدادهای زندگي مي بخشیم باشیم هیچ احساسي به خودی خود و تنها ، منفي و بد نیست. همه ی احساسات ما در صورتیکه آن ها را به گونه ای که تعبیر و تفسیر کنیم که به زندگي مان نیرو و انرژی بخشد و ما را پیش براند به حال مفیدند.
هر احساس پیامي دارد:
احساس را باید در خدمت خود در آورد و راهش این است که اینگونه بپنداریم که هر احساسي پیامي برای ما دارد. هیچ احساسي را نادرست نپنداریم از آن نگریزیم دستپاچه نشویم و خودمان را به سبب بروز آن خطاکار ندانیم و با برداشتن شش گام زیر آن را مدیریت کنیم ؛
- آن احساس را شناسایي کنیم
- ببینید حامل چه پیامي مي باشد
- در این باره کنجکاوی نشان دهیم (.به بیان دیگر ببینید چگونه مي توانید از آن برای بهبود زندگي تان استفاده کنید).
- با یاد آوری این که در گذشته از پس موقعیت های مشابه برآمده و پیش تر این احساس را به خوبي پیش برده اید خود را دل گرم سازید
- به خود اطمینان بخشید که راه استفاده از این احساس به عنوان ابزاری نیرو بخش در آینده مي تواند شما را از پس هر موقعیت مشابه برآورد
- دست به عمل بزنید و اوضاع را دگرگون سازید
- طبقه بندی عمده احساسات
- احساسات ناراحت کننده
- که این طبقه خیلي گسترده مي باشد این طبقه معرف احساساتي هستند که شدت زیادی ندارند ولي به هر حال آزار دهنده هستند برای مثال احساس بي حصولگي ، ناشکیبایي ، بي قراری و احتمالاً احساس آشفتگي ملایم
- احساس ترس: دلهره ، نگراني ، اضطراب ، بیم یا حتي وحشت. ، احساساتي نظیر دلواپسي
- احساس آزردگي
- احساس خشم: از کوره در رفتن همگي از خانواده خشم هستند ، برافروختگي، عصبانیت، خشم نیز گستره ایي وسیع دارد
- ناکامي در این طبقه احساساتي جای دارند که از ناتواني در دست یافتن به هدف برمي خیزند.
- احساس ناامیدی: که در نتیجه برآورده نشدن انتظاراتي شما را بسیار غمگین مي سازد و در شما احساس شکست خوردگي مي آفریند.
- احساس گناه: که تعریف دیگر این احساس همان احساس پشیماني مي باشد.
- احساس بي کفایتي: هرچه در انسان احساس فرودستي یا بي ارزشي بیافریند در این طبقه جای مي گیرد.
- احساس درماندگي:
در این طبقه جای دارد و هرچه در انسان این ، هرگونه احساسي نظیر در گِل ماندن احساس را ایجاد کند که گویي با موقعیتي فراتر از توان خود روبرو است.
- احساس تنهایي: هرچه در انسان احساس بي کسي هنگام از سرگذراندن هر احساسي نخستین گامي که برای مدیریت آن برداریم این است که همانگونه پیش تر گفته شد آن را شناسایي کرده یعني ببینید به کدام یک از این ده طبقه بندی تعلق دارد. هرگاه احساس ناراحتي کردید نخستین پیامي که دریافت مي کنید این است که باید حالتتان را تغییر دهید. دوم بي درنگ روشن کنید چه مي خواهد و سوم بي درنگ در راه برآورده کردن خواسته خود گام بردارید.برای برآورده کردن خواسته ی خود کاری انجام دهید تا دیگر احساس ناراحتي نکنید.
- تغییر عمده
هرگاه دستخوش احساسي شدید ، احساسي که تاکنون آن را احساس منفي مي خواندید ، اما از این پس قرار است فراخوان عمل بخوانید لازم است به دو تغییر عمده دست بزنید : یا برداشت خود را تغییر دهید یا رویه ای را که در پیش گرفته اید را تغییر دهید. هفت گام مدیریت احساسات
گام اول :
احساس خود را شناسایي کنید ؛ آیا ناراحت کننده است؟
آیا ترس است؟
آیا آزردگي است؟
گام دوم :
به ندای احساسات خود گوش بسپارید ؛ احساس شما مي خواهد بگوید لازم است چیزی را تغییر دهید.
گام سوم :
کنجکاوی نشان دهید ؛ در مورد احساس دلخواهي که مي خواهید از سربگذرانید کنجکاوی نشان دهید وببینید لازمه ی بروز آن چیست. برای نشان دادن کنجکاوی لازم است چهار پرسش مطرح کنید ؛. من به دنبال چه هستم و چگونه احساسي مي خواهم داشته باشم.
- من به دنبال چه هستم و چگونه احساسي مي خواهم داشته باشم.
- برای داشتن احساس دلخواه باید چه باوری داشته باشم.
- برای اینکه هم اکنون چنین احساسي داشته باشم چه باید بکنم .
- کدام جنبه از این موقعیت خوب و نیکوست یا چه درسي از آن مي توانم بیاموزم.
اگر در مورد احساس خود و عامل برانگیزاننده ی آن ها کنجکاوی نشان دهید و ببینید از آن ها چه درسي مي توانید بیاموزید و چگونه مي توانید مطمئن شوید دیگر چنین رنجي را از سر نخواهید گذراند آن گاه بي گمان خواهید توانست به رشد و بالندگي خود در زندگي سرعت بخشید و طعم لذت بیشتر و درد کمتری بچشید.
گام چهارم :
به خودتان اطمینان ببخشید. برای این کار راهش این است که با یاد آوری کامیابي های گذشته خودتان را خاطر جمع کنید که این بار نیز مي توانید موفق شوید.
گام پنجم :
به مرحله ی یقین برسید.یقین پیدا کنید که مي توانید از پس کار برآیید و به این منظور همان لحظه دست نگاه دارید و در ذهن خود راه های مختلف مدیریت آن احساس را به تصور در آورید و اگر یکي از روش ها موثر نبود روش دیگری را امتحان کنید و این کار را چند بار در خیالتان تکرار کنید.
گام ششم :
نخست راه های مختلف ابراز احساس خود و چگونگي مدیریت آن را از نظر بگذرانید و سپس آن را چند بار در خیالتان مرور کنید تا یقین پیدا کنید من راه های مختلفي برای ابراز احساسم دارم و مي توانم آن را به گونه ایي مدیریت کنم که مرا در روابطم با دیگران یاری کند.
گام هفتم :
دست به عمل بزنید. بروید و احساس خود را طرف مقابل ابراز کنید تا در هیچ احساسي در نمانید. احساستان را به گونه ای ابراز کنید که آنچه در ذهنتان به تصور در آمده و در آن باره کنجکاوی نشان داده اید واقعیت یابد.
هر احساسي بدان جهت به شما دست مي دهد که خدمتي به شما بکند پس به ندای احساس خود گوش بسپارید و به راهنمایي هایش عمل کنید
- بذر خوشبختي: همانگونه که مي دانید بهترین راه برآوردن خواسته ای این است که بر آن تمرکز کنید ، یا به عبارتي بذر آن را در دل خود بکارید اگر ذهن و احساسات و روحتان را همچون باغي در نظر بگیرید راه مطمئن به دست آوردن محصول دلخواه این نیست که در آن باغ ، بذر ناامیدی و ترس بکارید بلکه به جای آن باید بذرهای عشق و محبت وصمیمت و قدرداني بکارید؛
- عشق و محبت
- قدر داني و سپاس گذاری
- پرورش دهید تا زندگي به ، کنجکاوی (راه درمان ناراحتي و غم کنجکاو بودن است 3 مطالعه ای بي پایان و لذت بخش تبدیل گردد)
- شور و هیجان (شور و هیجان لذت زندگي را افزون تر مي کند و هرگونه سختي و دشواری را به فرصتي با شکوه تبدیل مي کند)
- مصمم بودن
- نرمش پذیری

