بهداشت روانی

بهداشت روانی يكي از مباحث بسيار جالبي است كه مورد توجه روان شناسان سازماني قرار گرفته است و از آن تعاريف متفاوتي ارائه شده است.

وی براين باور است كه گاهي اوقات آنچه مردم به عنوان مشكلات خود مانند بيماري، مسايل مالي، موقعيت اجتماعي، امنيت اقتصادي و مسكن طبقه بندي ميکنند نادرست است. 

در تعاريف ديگر بهداشت روانی را به معنای سلامت فكر تعريف كرده اند و منظورشان دادن وضع مثبت و سلامت رواني و راههای دستيابی به آن است كه در تكامل فرد و اجتماع نقش مؤثري را مي تواند به عهده بگيرد. در تعريف ديگر از بهداشت روانی منظور از بهداشت روانی را، رشته اي تخصصي از بهداشت عمومي كه در زمينه بيماري هاي رواني و پيشگيري از اين بيماري ها فعاليت مي نمايد مي دانند.

اينك بهداشت رواني به عنوان يكي از رشته هاي اساسي، مورد توجه سازمان بهداشت جهاني و يك قسمت مستقل را در اين سازمان جهاني به خود اختصاص مي دهد كه نقش آن ايجاد تحرك و هماهنگي در تحقيقات بهداشت رواني در سطح جهاني است. در هر دو مفهوم بالا بهداشت رواني، نقش فرهنگ، آداب و رسوم خانوادگي و اجتماعي و شرايط محيطي را مورد تأكيد قرار مي دهد.

براي ما كه در يك محيط اسلامي زندگي مي كنيم، بهداشت رواني مفهوم خاص دارد؛ زيرا وقتي پيامبر(ص) مي فرمايد:

((انما بعثت لاتمم مكارم الاخلاق ))يعني من براي تكميل اخلاق پسنديده مبعوث گشته .)در 191: ام(نهج الفصاحه حقيقت سراسر آموزش هاي ديني او چيزي جز آموزش هاي بهداشت رواني نيست .با قاطعيت مي توان گفت كه آموزش هاي اسلامي، بهترين وسيله هم در پيشگيري بيماري هاي رواني وهم دستيابي به تكامل رواني مي باشد. هدف اول از راه افزايش ظرفيت رواني افراد و سالم سازي محيط، انجام مي پذيرد.

تكامل رواني كه در تعريف دوم بهداشت رواني مطرح شده است، در حقيقت فلسفه زندگي او از ديدگاه مكتب اسلام است كه با كمال صراحت در قرآن مجيد ذكر شده است :

((و اذا سئلك عبادي عني فاني قريب. اجيب دعوت الداع اذا دعان فليستجيبوا لي و اليؤمنوا بي، لعلهم يرشدون)) يعني چون بندگانم راجع به من از تو بپرسند، بگو من به آنها نزديكم، دعوت كسي كه مرا بخواند اجابت مي كنم، پس.)181بايد آنها هم اجابت كنند دعوت مرا و به من ايمان آورند تا رشد يابند (قرآن كريم، سوره بقره، آيه چنانچه مشاهده مي شود نتيجه ايمان به خدا و اجابت دعوت خداوند، رشد و تكامل مي باشد و در حقيقت مقصود از دعوت پيامبران الهي و پذيرش آن توسط مردم، دستيابي به تكامل رواني است.

تعريف و مفهوم بهداشت رواني

ازبهداشت رواني تعاريف بسيار زيادي شده است كه در اين تحقيق به برخي از آنها اشاره مي شود. سازمان بهداشت جهاني در تعريف بهداشت رواني يا سلامت فكر گفته است : ((سلامت فكر عبارتست از قابليت ارتباط موزون و هماهنگ با ديگران، تغيير و اصلاح محيط فردي و اجتماعي و حل تضادها و تمايلات شخصي به طور منطقي، عادلانه و مناسب.

در اين تعريف اساسي بهداشت رواني سازگاري با ديگران و محيط زندگي است كه فرد مي كوشد راه درست يا مناسب زندگي كردن در يك محيط معين و با آنها كه با او زندگي مي كنند را كشف و به كار بگيرد. به عبارت ديگر، اين كه چگونه با نيازهاي متفاوت خود كنار بيايد و با تدبير منطقي خود را با محيطي كه الزاما همه عوامل آن به نفع او نيست تطبيق دهد بسيار پراهميت است. اين تطبيق ممكن است از طريق تغيير در خود، در صورت امكان در محيط فيزيكي يا جامعه انجام مي گيرد.

تاريخچه بهداشت رواني :

تاريخچه بهداشت رواني با توجه به وجود بيماري هاي رواني از زماني كه بشر وجود داشته و مخصوصا زندگي اجتماعي را شروع كرده همراه بوده است، در حقيقت روان پزشكي را مي توان قديمي ترين حرفه و تازه ترين علم به شمار آورد. قديمي ترين، چون بيماري سال قبل از ميلاد عقيده داشته كه 014 تا733 هاي رواني از قديم وجود داشته و بقراط در بيماران رواني را مانند بيماران جسمي بايد درمان كرد، علل سرشتي و فرضيه مراجها از همان زمان بقراط و جالينوس وجود داشته و اهميت تاريخي دارد. تازه به بعد از تشكيل اولين كنگره 1974 ترين علم براي اينكه تقريبا از بين المللي بهداشت رواني بود كه روان پزشكي به صورت جزئي از علوم پزشكي شد و سازمان هاي روان پزشكي و مراكز پيشگيري در كشورهاي مترقي يكي بعد از ديگري فعاليت خود را شروع كرد. از اين فعاليت در سازمان ها در جريان جنگ جهاني دوم كاسته شد و بدين ترتيب مي توان روان پزشكي را به صورت تازه ترين علم بعد از جنگ جهاني دوم به حساب آورد.

از اسناد و مدارك موجود چنين استنباط مي شود كه تا اواخر قرن هيجدهم و همزمان با انقلاب كبير فرانسه از تاريخچه بهداشت رواني اطلاعات كافي در دست نيست. به علت جهل و بيسوادي از بروز بيماري هاي رواني، اختلالات رفتاري و بيماري هاي رواني را به دخالت ارواح خبيثه و شياطين، قدرت هاي ماوراي انساني و نفوذ عوامل طبيعي مانند، خورشيد، ماه، رعد و برق در بدن مي دانستند و عقيده داشتند كه بايد اين بيماري ها با نيروهاي ماوراءالطبيعه، وساطت افراد مقدس در نزد خدا بهبود يابند و اين شفاعت موقعي اتفاق مي افتد كه بيمار در خواب باشد.

اولين بار بقراط فيلسوف مشهور يوناني بود كه خرافات را دربارة بيماري هاي رواني كنار گذاشت و اختلالات رواني را به طرف پزشكي كشانيد، دربارة ماليخوليا و جنون زايماني تعريف و توصيف كرد و مغز را مركز اصلي روان دانست. جالينوس علت بيماري هاي رواني را اختلال عمل مغز و عدم تعادل اخلاط بدن مي (سيزدهم) 17 دانست. در اوايل قرن و اوايل رنسانس ارتباط جسم و روان و يكپارچگي واكنش آنها مورد بحث قرار گرفت و بعدا فرضيه ابوعلي سينا مسئله را به اسپانيا و كشورهاي ديگر كشاند واين زمينه اي براي فرضيه جديد براي بيماري هاي روان تنشي شد. در اولين روان1617سال پزشك هلندي به نام جان وي كتابي درباره رفتار انساني و بيماري1 ير هاي رواني در سوئيس نوشت. سپس در انگلستان اولين روان بود (اخوت به نقل از ميلاني1367 پزشك ويليام بتي در سال 1753 بود.

اطلاعات جسته وگريخته وجود دارد كه تا قرن چهاردهم مكان هايي براي مواظبت و نگهداري بيماران رواني در مونت در لندن در نزديك 7 و بيمارستاني در ليون فرانسه و در پاريس و بنا شدن بيمارستان بتلم 2 كاسينو ايتاليا در شهر 1049كليساي سنت بارتولومو وجود داشته است. در اسپانيا اولين بيمارستان رواني در سال ) به وسيله يك كشيش اسپانيايي ايجاد شد و علت آن رفتار استهزاآميز آزاردهندة افراد نسبت به Valenciaوالانسيا( بيماران رواني در ملاءعام و خيابان های آن زمان بوده است.

پنج بيمارستان ديگر در نقاط مختلف اسپانيا ساخته شد ودر سال 1089تا 1012در اثر اقدام اين كشيش از سال به علت نفوذ اسپانياييها اولين بيمارستان رواني در شهر مكزيكو بنا نهاده شد. روي اين اصل نقش اسپانياييهادر 1613 بنا نهادن بيمارستان هاي رواني و مواظبت از بيماران رواني هم در قديم و هم امروز از اهميت قابل توجهي برخوردار بوده و هست.

از اينكه نحوة درمان در بيمارستان هاي آن زمان چه بوده و آيا بيماران بهبود مي يافتند يا نه اطلاعات درستي در دست نيست آنچه مسلم است اين است كه اگر اين بيماران در منازل با خانواده ها مي ماندند به طناب و زنجير بسته مي شدند به طوري كه بعضي از آنها زنجيرها را پاره، از خانواد فرار، در غار، جنگل ها زندگي مي كردند از پوست و برگ درختان تغذیه می کردند. 

  1.  Johan Weyer
  2.  Bethlem
  3. mount cassino in Italy 

مختصري درباره تاريخچه بهداشت رواني در ايران:

اگر چه از تاريخچه بهداشت رواني در ايران اطلاعات كافي در دسترس نيست ولي مدارك ناكافي بدست آمده با توجه به انتقادات مذهبي، سنتي و عملي آن زمان در كشورهاي ايران و عربي مي توان قبول كرد كه رفتار با بيماران رواني به نحو مطلوب انجام مي شده و از زمان هايي كه قديم محل هايي براي نگهداري بيماران رواني وجود داشته است. مدارس پزشكي در ايران وجود داشته و از كتاب 3و1در قرن هاي يوناني حتي به صورت ترجمه در اين مدارس استفاده مي به كشورهاي آسيايي از جمله ايران باعث شد كه آثار موجود از بين برود. 3 شد. تاخت و تاز اعراب در قرن از زمان ساسانيان در جندي شاپور اهواز براي بيماران رواني مكاني مخصوص ترتيب يافته بود. در دوران اسلام پزشكان و نويسندگان مهم آن زمان مانند زكرياي رازي و ابوعلي سينا را مي توان نام برد كه نوشته هاي آنان غير از عربي به زبان يوناني، لاتين و زبان هاي ديگر ترجمه شد و در دسترس مردم غرب زمين قرار گرفته و با استقبال آنان روبرو شده است.

شمسي دارالشفايي در يزد به فرمان خواجه1213در سال شمس الدين محمد صاحب ديوان در باغي مشجر و بزرگ بنا شد. اين بيمارستان داراي بخش هاي مخصوص بيماران رواني، حوض خانه، مجالس 1297 المجانين بوده است تا سال به علت جنگ هاي داخلي و هجوم قبايل بيگانه پيشرفت بهداشت رواني انجام نگرفت و در اين سال در بيمارستان سيناي فعلي(ابوعلي سينا) كه يك بيمارستان عمومي است محل كوچكي در زيرزمين و دالان به بيماران رواني اختصاص يافت كه فقط تكافوي عدة قليلي از بيماران رواني را داشت.

برای مشاده مقاله کوچینگ کلیک نمایید .